شمس الدين احمد

112

خزائن الملوك ( فارسى )

از آسمانىست چهارم كراثى شبيه برنگ گندنا پنجم زنجارى شبيه برنگ زنگار و اين هر دو مرتبه دلالت بر احتراق شديد كند و دليل موت باشد و گفته‌اند كه بول سبز در صبيان دلالت مىكند بر تشنج و ايضا گفته‌اند كه بول اخضر دليل جذام بود قسم چهارم اسودست و آن چهار مراتب دارد يكى اسود مائل بزردى و اين مانند آبى بود كه سياهى و زعفران در ان حل كرده باشند و دلالت كند بر غلبهء سوداى مستحصله از صفرا دوم اسود ماخوذ از اقتميت و اين شبيه بآبى بود كه در ان سياهى و سرخى تيره حل كرده باشند و دلالت بر سوداى مستحصله از خون كند سوم اسود ضارب بخضرت و اين دال بر سوداى صرف باشد يا بر برد چهارم اسود ضارب بر بياض و اين دلالت بر سوداى بلغمى نمايد پس اين همگى مراتب اگر بسبب احتراق بود با سودا صفرت و تقدم كراهت رائحه مىباشد و اگر بسبب جمود اخلاط باشد با كمودت و عدم رائحه بود و گاهى در بحران امراض سوداوى چون علل طحال و حميات سوداويه و امثال آن بول سياه مىباشد و گاهى در علل احتباس خون چون احتباس طمث و احتباس خون بواسير و مانند آن بظهور گرايد و گاهى در اوجاع ظهر و رحم و نحو آن پديد آيد و گاهى از تناول اشياى صابغ نيز اسود مىباشد و گفته‌اند كه بول سياه در حميات كه بحرانى نباشد و عقب آن خفت روى ندهد قتال باشد و بول سياه در مشايخ و زنان صالح نيست و بول اسود كه بعد تعب واقع شود دلالت كند بر تشنج و هرگاه در امراض حاده بر سر بول سياه ثفلى همچو ابر سرخ باشد دال بود بر آماس گرم در دماغ و بيمار زود هلاك شود و هرگاه بول سياه و رقيق باشد پس اشقر و غليظ شود و از ان راحتى پديد نيايد دليل آن باشد كه در جگر سده يا خراج‌ست و ظهور بول سياه در ذات الجنب و ضيق النفس دليل مرگ بود و اگر در يرقان بول از سرخى بسياهى زند و غليظ و تيره باشد بيمار زود به شود و دليل انفتاح سده باشد و هرگاه بول انسان تندرست مدتى سياه بود دال بر تولد كردن سنگ در گرده باشد قسم پنجم ابيض و آن دو نوع‌ست يكى حقيقى و اين هفت گونه بود نخستين مخاطى و وى دلالت كند بر كثرت بلغم خام دوم دسمى ؟ ؟ ؟ كه سپيدى آن مشابه بسپيدى چربى بود و آن دلالت كند بر ذوبان شحم ياسمين سوم اهالى كه سپيدى آن مشابه به سپيدى چربى باشد و مع ذلك غلظت در قوام نيز دارد و او دلالت كند بر ذوبان شحم يا غلبهء بلغم چهارم فقاعى كه سپيدى آن مانند سپيدى بوزه باشد و آن لونىست سفيد مائل بصفرت اگر با مده و نتن باشد دال بر قرحهء مثانه بود و اگر بىمده باشد دلالت كند بر مادهء كثير خام يا بر مذاب شدن حصاة مثانه و برآمدن با بول پنجم شبيه بمنى و اين يا در بحران اورام بلغمى بود و يا در ترهل احشا از كثرت رطوبات بلغم طبيعت رطوبات بلغمى را بر سبيل تنقيه بادرار دفع كند و يا در تپ ماده كثرت پذيرفته خودبخود در بول برون آيد